ادب در خانه

                                               زندگي به سبك شهدا - قسمت چهارم  

تواضع و فروتني عباس باور نكردني بود . هميشه عادت داشت وقتي من وارد اتاق مي شدم ، بلند مي شد و به قامت مي ايستاد . 

يك روز وقتي وارد شدم روي  زانويش ايستاد . ترسيدم ، گفتم : عباس چيزي شده ؟ پاهايت چطورند ؟ خنديد و گفت : نه ، شما بد عادت شده ايد . من هميشه جلوي تو بلند مي شوم امروز خسته ام ، به زانو ايستاده ام . مي دانستم اگر سالم بود بلند مي شد و مي ايستاد . اصرار كردم كه بگويد چه ناراحتي دارد . گفت : چند روزي بود كه پاهايم را از پوتين در نياورده بودم ، انگشتاي پايم پوسيده است . نمي توانم روي پاهايم بايستم . عباس با همان حال صبح روز بعد به منطقه رفت . اين اتفاق به من نشان داد كه عباس از بندگان خاص خداوند است . 

                                             از همسر شهيد سردار عباس كريمي

                                سردار شهيد عباس كريمي فرمانده لشكر محمد رسول الله 

                                 ...................................................................

ايت الله سعادت پرور:

ادب در زندگي را زينت هر عملي قرار دهيد . از همسرتان تشكر كنيد هرچند غذايي كه پخته شور يا بد باشد . وقتي از غذا ابراز رضايت مي كنيد همسرتان خوشحال مي شود و اين باعث رشد و پيشرفت معنوي شما مي شود . يك بار من در جواني در خانه با خانواده بد اخلاقي كردم در عالم معنا به من گفتند : بيست سال ناله هاي تو بي اثر شد . 

همسرداري شهدايي  

زندگي به سبك شهدا - قسمت سوم 

ايشان روز بعدبه جبهه رفتند . در آن زمان ما سه فرز ند خردسال پنج ساله،سه ساله و يك ساله داشتيم و من مدير مدرسه ي دخترانه دو شيفتي شهيد قريشي بودم . لحظات سختي بود . بچه ها مرتب مريض مي شدند . هوا بسيار سرد بود . نفت را به سختي تهيه مي كردم و بيست ليتر بيست ليتر ، پياده به خانه مي آوردم و هر زمان تماس مي گرفتند ، مي گفتم : «حال بچه ها خوب است و ما خيلي راحت زندگي مي كنيم .اصلا نگران ما نباشيد »

بعد از هر تماس ، براي خودم اين شعر را تكرار مي كردم . 

چشم گريان داشتم ، با خنده مي گفتم جواب 

جبهه اي در دل مرا بود و به صلح و صفا 

                                                      شهيد سيد محسن صفوي

                                                                                                   ادامه مطلب را حتما بخوانيد ...

دوستاني كه پست قبلي را نخواندن پيشنهاد مي كنم حتما بخوانند . 


ادامه نوشته

نقش پنهان زن

خداوند در قرآن كريم جهاد زن را خوب شوهرداري معرفي كرده است . از اين آيه بر ميآيد كه فرمانده و محوريت و مديريت خانه و زندگي زناشويي با زن است . 

وقتي صحبت از جهاد مي شود اول بايد فهميد كه جهاد چيست؟ و مجاهد چه كسي است ؟. كسي كه در راه خدا از آسايش ، آرامش ، زندگي، رفاه طلبي ،جان و آبروي خود مي گذرد و به ميدان جنگ مي رود . 

پس وقتي مي گويند جهاد زن خوب شوهرداري است مي توان گفت كه بيشترين امتحانات و ابتلائات و آزمايش ها زن با شوهر و اهل خانه اش گرفته مي شود . يعني اينجا زن است كه بايد مديريت كند و خداوند ابزارش را هم در اختيارش گذاشته است . 

چرا طلاق در دوره هاي قبل كمتر بوده است ؟ 

آيا فكر مي كنيد مردان ما مرداني بسيار فهميده و مهرباني بوده اند نه اتفاقا در دوره هاي گذشته كه مردسالاري بسيار پررنگ تر از امروز بوده است بلكه اين مجاهدت زنان ما بوده است كه با از خودگذشتگي ، مهرباني ، صبر و لطافتهاي خاص زنانه ي خود خانه و مردشان را كنترل مي كردند . 

اين كه مردان نسبت به زنان چه وظايفي دارند جايگاه خاص خودش را دارد ولي اينجا نقش اصلي و افسار يك زندگي در دستان زن است . 

چرا خوب شوهرداري ، خوب خانه داري و تربيت نسل كه سه شغل اساسي و الهي زنان ماست بايد با بردگي و اسيري و كنيزي مقايسه شود و اگر كسي در بيرون از منزل كار نداشت عقب مانده و متحجر فرض شود . چه اشكالي دارد كه خانوم تحصيل كرده و با سواد ما خانه دار باشد . آيا شان زنان ما از حضرت زهرا س بالاتر است كه وقتي پيامبر اسلام كارهاي بيرون ازخانه را به حضرت علي و كارهاي داخل خانه را به حضرت فاطمه سپرد ، ايشان بسيار تشكر كردند و خدا را شكرگزاري كردند كه اين مسئوليت(كارهاي بيرون از منزل) ازايشان سلب شد . چرا امام صادق ع فرمودند كه ما امامان امت هستيم و حضرت زهرا امام ما . آيا بخاطر جايگاه اجتماعي و فعاليت سياسي و اجتماعي ايشان بوده است كه البته در جاهايي هم بر حسب ضرورت به وظيفه ي اجتماعي خود عمل مي كردند . اما جواب سوال اينست كه نقش پنهان آنها در دين است . حتي حضرت زينب هم نقش پنهان و پشت پرده را بيشتر از نقش اجتماعي شان ايفا مي كردند و هنوز نقش پنهان ايشان در حادثه كربلا مقفول مانده است  . و به قول استاد پناهيان خدا مي داند كه ما در قيامت با چه تعداد از زنان برخواهيم خورد كه چه مقاماتي دارند كه اصلا در اجتماع از آنها نامي برده نشده است . آيا مادران شهدا كمتر از شهيدانشان اجر و قرب دارند . و چه زيبا گفت امام ره كه از دامان زن است كه مرد به معراج مي رود . بله مجاهده زن يعني اينكه بتواند با مشكلات مالي و اقتصادي مرد ، دوري او از خانه و خانواده  ، حتي تندي و ترش خويي هاي اخلاقي مرد (كه كاملا اشتباه است )، غيرت و هزاران مورد ديگر كنار بيايد و فضاي زندگي را آرام نگه دارد . مديريتي كه زن مي تواند در خانواده ايجاد كند ده تا مرد نمي تواند آن را انجام دهد .  

چرا نفقه بر زن واجب است؟ چون شان و كرامت زن بالاتر ازين حرفاست كه بخواهد براي امرارمعاش خود كسب درامد كند و آن را بر عهده مرد گذاشته اند . 

آيا شغلي شريف تر و با كرامت تر از مديريت خانه و خانواده و تربيت نسل داريم . من نمي خواهم كلا منكر اشتغال بانوان باشم كه بعضي جاها اضطرار اقتضا مي كند كه زن شغل داشته باشد ولي حرف اينست كه امروزه اين اشتغال باعث شده كه زنان ما از وظيفه اصلي و الهي كه دارند به دور باشند و توليد نسل و مادر شدن را كنار گذاشته اند  به اين بهانه كه شاغل هستند ، احساس استقلال اقتصادي مي كنند و تكيه اي به شوهرشان ندارند چونكه شاغل هستند ، به وظيفه همسري شان بي توجه هستند چونكه شاغل هستند . 

حضرت آقا هم در يكي ازسخنراني هاشون فرمودند كه من با شاغل بودن خانوم ها مخالف نيستم ولي به افتخار كردن به آن مخالف هستم و گفتند كه مادربودن و همسرداري خيلي افتخار آميز تر از هر شغلي است . 

من نمي خواهم بگويم كه مقصر صد در صدي دختران و زنان جامعه ما هستند بلكه اين نهادينه كردن و فرهنگ سازي هست كه شده است و شان زن را با مهريه بالا ، با داشتن شغل و بالابردن سن ازدواج و ... مي سنجند  به طوري كه اگر دختري مراسم عروسي را ساده بگيرد و يا در سن پايين تر ازدواج كند و يا شغل نداشته باشد متحجر و عقب مانده است . احاديثي از امام صادق در مورد سن ازدواج دختران هست  كه بسيار عجيب است اما اگر امروزه كسي بخواهد به آن عمل كند از جامعه تردش خواهند كرد . و يا كار را به جايي كشانده اند كه اولين خواسته ي دختران ما در جلسه خواستگاري مي شود داشتن شغل . شغلي كه بر اي زن شان و كمال الهي و ديني ندارد .  

حرف بسيار است ولي در خانه اگر كس است يك حرف بس است . 

پي نوشت =

- من در اين پست كاملا از زن ها دفاع كردم و وظيفه و بار سنگيني كه به دوششان هست را ياد آوري كردم و منزلت و مقامي كه خداوند متعال به آنها عنايت كرده است . 

- شهيد آويني مي فرمايد اگر انسانهايي كه مامور به ايجاد تحول در تاريخ هستند ، خود از معيارهاي عصر خويش تبعيت كنند . ديگر تحولي در تاريخ اتفاق نخواهد افتاد . 

پس اين ماييم كه بايد اين تهاجم مدرنيته كه تمام فرهنگ اسلاميمان را هدف گرفته است را درهم شكنيم و تاوانش را هم بدهيم . 

-من در اين پست اصلا نخواستم كه به زنان و دختران  خرده بگيرم و آنان را مقصر بدانم و پسران و  مردان را تبرئه كنم بلكه فقط خواستم بگم كه محوريت و نقش مهم را در زندگي زناشويي و ازدواج زنان و دختران ايفا مي كنند و اين حرف من نيست بلكه حرف دين است . در هيچ جاي از قران و روايات از زن جهاد و مبارزه و شهادت نخواسته است پس محوريت در خانواده بر عهده زن است . يادمان نرود كه اگر پاكدامني و عفت و احساس و لطافت و از خودگذشتگي و ايثار زن در خانواده نباشد ديگر نخبه اي ، عالمي، دانشمندي ، شهيدي و... تربيت نخواهد شدو  ديگر مردي با آرامش نخواهد توانست به وظيفه ي اجتماعي اش بپردازد  . 


                                                                  باز نشر در رجا نيوز 

رفتار در خانه

                               زندگي به سبك شهدا - قسمت دوم

هيچ وقت يادم نمي رود كه هر جا بود ، به فكر من بود يك بار حتي از خط مقدم زنگ زد اصفهان حالم را پرسيد . صدايش خش خش مي كرد . بعدها گفت از خط زنگ زده . 

گفت :«زنگ بزنم ،‌ نگرانم نباشي .» 

هميشه يك روز در ميان زنگ مي زد و خيلي فوري كه «حالم خوب است نگران نباش . خداحافظ .» اگر هم وقت نمي كرد خودش  تلفن بزند ، به دوستانش مي گفت : زنگ بزنيد و به خانومم بگيد كه حالم خوب است و چند روز ديگه به خونه مي آيم . 

وقتي به خانه مي آمد ، كمك حالم مي شد ، خيلي هم با سليقه بود . تا از راه مي رسيد ، ديگر حق نداشتم بچه ها را عوض كنم . حق نداشتم شيرشان را آماده كنم و دهانشان بگذارم . حق نداشتم كاري بكنم . 

يك بار گفتم :« تو آنجا آن همه سختي مي كشي ، چرا من بايد بگذارم اين جا هم كار كني و سختي بكشي ؟ »

بچه بغل ، خيس عرق ، برگشت و گفت : تو بيشتر از آنها به گردن من حق داري . بايد حق تو و اين طفلهاي معصوم را ادا كنم . 

گفتم :« نا سلامتي من زن خانه ي تو هستم . دارم به وظيفه ام عمل مي كنم .» 

گفت :« من زودتر از جنگ تمام مي شوم خانوم . ولي مطمئن باش اگر ماندني بودم ، به تو نشان مي دادم تمام اين روزهايت را چه طور بلد بودم جبران كنم . »

ظهر به ياد ماندني

زندگي به سبك شهدا - قسمت اول 

هميشه وقتي نظر نيروهاي آموزشي را راجع به مربي ها مي پرسيديم ، توي بحث جديت و سخت گيري ، خالو رتبه اول را داشت . مي گفتند : خدا اين آقاي خالو رو با اين اخلاقش نصيب گرگ بيابان نكنه . 

حتي بعضي وقتها عليه او شعار مي نوشتند . همين نيروهاي آموزشي وقتي مي رفتند منطقه ، كلي دعا به جانشان مي كردند . بارها مي شد كه وقتي برمي گشتند ، مي آمدند پادگان و مي گفتند ما سالم برگشتنمون رو مديون آموزشهاي برادر خالوييم .

 

هرچه توي عالم كار و آموزش جدي بود و با هيبت ، توي عالم دوستي ، صميمي بود وبا صفا . اوايلي كه آمده بود مشهد ، يك روز من( احمد سمرقندي ) و ميرشاد ، و فرمانده پادگان را دعوت كرد ظهر جمعه براي نهار برويم خانه اش . گفتيم :خانوادگي يا مجردي ؟ 

گفت :شما متاهليد ، چه دليلي داره مجردي جايي بريد . دعوتش را قبول كرديم و رفتيم . زن ها رفتند توي اتاق و مردها هم توي اتاق ديگر . 

قبل از ناهار ، رو كرد به ما و با همان لهجه نيشابوري گفت : دستهاتون رو بيارين جلو ببينم . مي دانستم كه اهل شوخي و بذله گويي است ولي منظورش را نفهميدم . نگاهي به هم كرديم . با خنده گفتم : وقتي علي خالو مي گه دستهامونو ببريم جلو، بايد ببريم وگرنه بهمون «بشين پاشو ميده» . دست هامون رو برديم جلو گفت : ناخن هاتون بلنده . 

رفت ناخن گير و يك تكه پارچه اورد . گفت : ناخن هاتون رو بگيريد و بريزيد رو اين پارچه . 

خنديدم و گفتم : لابد اين آقاي خالو روز جمعه هم دنبال عمل مستحبي و ثوابه . 

ناخن ها رو گرفتيم . رفت و چيزي نگذشت كه ديدم با يك پارچ پر از آب و يك لگن خالي برگشت ، صابون هم اورده بود . دوباره به هم نگاه كرديم .گفت : خيلي خوب ، حالا دست ها هم بايد تميز بشورين . همين كار را هم كرديم . جالب اينجا بود كه خودش آب مي ريخت . 

ميرشاد گفت : حاجي برامون چه خواب و خيالي ديدي ؟ راستشو بگو . گفت صبر داشته باشين . 

كمي بعد سفره را انداخت و مخلفات ناهار را چيد . رفت و با يك سيني پر از غذا برگشت ، گذاشت وسط سفره و نشست . گفتم : پس قاشق و بشقاب چي حاج علي ؟ 

لبخندي زد و گفت : شما مي دونيد كه غذا خوردن با دست مستحبه پس يا علي . 

تازه علت ناخن گرفتن و دست شستن را فهميده بودم . گفتم امروز كلا ما رو بردي تو خط مستحبات ها . 

خنديد و گفت بسم الله ... يادتون نره . 

بدون اغراق بگويم ، توي عمرم ناهاري به ان خشمزگي نخورده بودم ، هنوزم مزه اش زير دندانم هست . 

                                                       *********

پس از شهادت ، يك روز همسرش مي گفت : اون روز كه آقاي خالو شما رو دعوت كرد ، يادش نبود كه توي خونه قاشق و بشقاب كم داريم . من خيلي حرص و جوش خوردم ، ولي اون خدابيامرز خونسرد بود و مي گفت شما نگران نباش ، خودم جوري درستش مي كنم كه آب از آب تكان نخوره . 

پي نوشت : 

از اين به بعد سعي بر اين است كه درباره ي سبك زندگي شهدا و بزرگان مطلب بنويسم تا در اين وانفساي تجملات و چشم و هم چشمي كه بيشتر و اكثر قريب به اتفاق مردم اعم از مذهبي و غير مذهبي رو گرفته شايد جرقه اي در تاريكي باشد و لبيكي باشد به نداي ولي زمان درباره ي سبك زندگي . 

بعد نوشت :

 چه جوابي براي خدا در قيامت و شهدا داريد خانواده هايي كه ازدواج جوانان را اينقدر سخت و شكنجه وار كرديد . بترسيد از روزي كه ....

اخر نوشت : سانسور شد . 

سالهاست نبرد سرنوشت ساز با امریکا رویای ماست.

پاسخ قاطع و تمام کننده فرمانده کل سپاه پاسداران به اظهارات کری
سالهاست نبرد سرنوشت ساز با امریکا رویای ماست/ در حد توان واقعی کشورتان سخن بگویید/ بهتر است گزینه نظامی روی میزتان باقی بماند
سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حاشیه بازدید از توانمندی‌های دانشگاه امام حسین(ع)، در واکنش به ادعاهای اخیر جان کری وزیر امورخارجه آمریکا مبنی بر احتمال استفاده از گزینه‌های نظامی علیه ایران، گفت: آقای کری؛ این را بدانید نبرد مستقیم با آمریکا قوی‌ترین رؤیای مردان مؤمن و انقلابی در سراسر جهان است.
به گزارش رجانیوز، فرمانده سپاه پاسداران افزود: تهدیدات شما برای اسلام انقلابی بهترین فرصت است. پیشوایان اسلام، سال‌هاست ما را برای یک نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز آماده کرده‌اند.
 
وی خاطرنشان کرد: بعید می‌دانم مردان عاقل شما اجازه دهند آمریکا که در یک سوی این نبرد سرنوشت‌ساز قرار دارد، گزینۀ مضحک نظامی را از روی میز به صحنه عمل بکشانند.
 
سرلشکر جعفری تصریح کرد: آقای کری؛ ما می‌دانیم شما  بدهکارترین کشور جهان هستید و همه می‌دانند ناتوانی شما در حل مسائل و مشکلات اقتصادی‌تان، دولت آمریکا را چند هفته به تعطیلی کشاند.
 
وی تاکید کرد: خورشید تمدن امپریالیستی شما به مغرب خود نزدیک شده است. بیش از این، با تکرار راهبردهای شکست خورده مانند استفاده از قدرت نظامی، فروپاشی تمدن خود را شتاب ندهید.
 
فرمانده کل سپاه پاسداران خطاب به وزیر امورخارجه آمریکا، گفت: آقای کری؛ آمریکا و قدرت‌های نظامی او در مقابل چشم مردم مجاهد و با ایمان ما بسیار کوچک و حقیر هستند.
 
وی افزود: اگر شما تخصص و فهم مسائل نظامی یا امنیتی را ندارید از کارشناسان مجرب خود بپرسید که آیا واقعا آمریکا توان و طاقت تحمل تبعات خانمان برانداز عمل کردن این گزینه علیه ایران را دارد؟
 
سرلشکر جعفری تصریح کرد: براساس اطلاعاتی که به ما می‌رسد، هم کارشناسان سیاسی و هم صاحب‌نظران امنیتی آمریکایی گزینۀ نظامی را برای ایران تنها مناسب روی میز ماندن می‌دانند، اما استفاده از آن را در عمل به صلاح امنیت ملی آمریکا نمی‌دانند و هشدارهای خود را در این رابطه به مسئولان آمریکا بارها داده‌اند.
 
فرمانده کل سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: بدانید ایران و ایرانی از تهدید خارجی نمی‌ترسد و برعکس عامل انسجام جامعۀ مومن و غیرتمند ایران و متحدان انقلابی‌اش در سراسر جهان است و حوادث تاریخی پس از انقلاب اسلامی نیز گواه این مدعاست.
 
سرلشکر جعفری تاکید کرد: بنابراین به شما توصیه می‌کنم، اعتبار کلامتان را متناسب با توانمندی‌های خود و طرف مقابلتان خرج کنید و بیش از این خود را مضحکۀ جامعۀ غیور و انقلابی ایران اسلامی قرار ندهید.
 
وی در پایان خاطرنشان کرد: آیا می‌دانید چند هزار مسلمان انقلابی که دل در گرو انقلاب اسلامی دارند و به حقانیت آن ایمان آورده‌اند و در سراسر جهان در انتظارند تا شما این گزینه را از روی میز به صحنۀ عمل بیاورید. اگر نمی‌دانید کمی بیاندیشید و یا تحقیق کنید و یا لااقل تا زمانی که قرار است منتظر حکمِ عقل عاقلان خود بنشینید، از به کارگیری این عبارت مضحک و بی‌پشوانۀ خرد و اندیشه‌ورزی پرهیز کنید.

 

سخنان خواندنی حامد زمانی؛ از دیدار با آقا تا حمله به ماشینش

به گزارش جهان به نقل از فارس، حامد زمانی عصر امروز در مراسم تقدیر از وی که با حضور سردار محمدعلی آسودی، معاون فرهنگی و تبلیغات نماینده ولی فقیه در سپاه در حسینیه نمایندگی ولی فقیه در ستاد کل سپاه و با حضور پاسداران برگزار شد، با اشاره به جمع صمیمی موجود و با بیان اینکه پاسداران شاغل در معاونت فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه خود دستی بر آتش دارند، افزود: چندی پیش خدمت مقام معظم رهبری حضور یافتم؛ ایشان به بنده لطف داشتند و بنده را مورد تفقد قرار دادند.

وی اضافه کرد: مقام معظم رهبری در این دیدار راجع به ترانه «مرگ بر آمریکا» فرمودند که ترانه مرگ بر آمریکای شما، مرگ بر آمریکای سال ۹۲ بود؛ شنیدم که به این کار زیاد حمله کردند، بگذار حمله بکنند که اگر حمله نمی‌کردند باید عزا می‌گرفتید؛ شما هم دلسرد نشوید و یکی دیگر هم بسازید.

زمانی ادامه داد: من با توجه به تشویق مقام معظم رهبری، کار «گزینه‌های روی میز» را ساختم و دوباره به این بهانه خدمت حضرت آقا رسیدم.

این خواننده محبوب کشورمان با اشاره به فضای حاکم در این دیدار صمیمی افزود: در آن جلسه، دوستان خدمت حضرت آقا گفتند که آقای زمانی تنها هستند و نیاز به حمایت دارند و من همان‏جا عرض کردم که نه من تنها نیستم، بلکه خدا را شکر این قضیه دارد هدایت می‌شود.


ادامه نوشته