آدرس گروه طلایه داران فجر
https://telegram.me/joinchat/B0peXz6cNnvvcUBOMHaxmQ
https://telegram.me/joinchat/B0peXz6cNnvvcUBOMHaxmQ
تواضع و فروتني عباس باور نكردني بود . هميشه عادت داشت وقتي من وارد اتاق مي شدم ، بلند مي شد و به قامت مي ايستاد .
يك روز وقتي وارد شدم روي زانويش ايستاد . ترسيدم ، گفتم : عباس چيزي شده ؟ پاهايت چطورند ؟ خنديد و گفت : نه ، شما بد عادت شده ايد . من هميشه جلوي تو بلند مي شوم امروز خسته ام ، به زانو ايستاده ام . مي دانستم اگر سالم بود بلند مي شد و مي ايستاد . اصرار كردم كه بگويد چه ناراحتي دارد . گفت : چند روزي بود كه پاهايم را از پوتين در نياورده بودم ، انگشتاي پايم پوسيده است . نمي توانم روي پاهايم بايستم . عباس با همان حال صبح روز بعد به منطقه رفت . اين اتفاق به من نشان داد كه عباس از بندگان خاص خداوند است .
از همسر شهيد سردار عباس كريمي
سردار شهيد عباس كريمي فرمانده لشكر محمد رسول الله
...................................................................
ايت الله سعادت پرور:
ادب در زندگي را زينت هر عملي قرار دهيد . از همسرتان تشكر كنيد هرچند غذايي كه پخته شور يا بد باشد . وقتي از غذا ابراز رضايت مي كنيد همسرتان خوشحال مي شود و اين باعث رشد و پيشرفت معنوي شما مي شود . يك بار من در جواني در خانه با خانواده بد اخلاقي كردم در عالم معنا به من گفتند : بيست سال ناله هاي تو بي اثر شد .

زندگي به سبك شهدا - قسمت سوم
ايشان روز بعدبه جبهه رفتند . در آن زمان ما سه فرز ند خردسال پنج ساله،سه ساله و يك ساله داشتيم و من مدير مدرسه ي دخترانه دو شيفتي شهيد قريشي بودم . لحظات سختي بود . بچه ها مرتب مريض مي شدند . هوا بسيار سرد بود . نفت را به سختي تهيه مي كردم و بيست ليتر بيست ليتر ، پياده به خانه مي آوردم و هر زمان تماس مي گرفتند ، مي گفتم : «حال بچه ها خوب است و ما خيلي راحت زندگي مي كنيم .اصلا نگران ما نباشيد »
بعد از هر تماس ، براي خودم اين شعر را تكرار مي كردم .
چشم گريان داشتم ، با خنده مي گفتم جواب
جبهه اي در دل مرا بود و به صلح و صفا
شهيد سيد محسن صفوي
ادامه مطلب را حتما بخوانيد ...
دوستاني كه پست قبلي را نخواندن پيشنهاد مي كنم حتما بخوانند .
وقتي صحبت از جهاد مي شود اول بايد فهميد كه جهاد چيست؟ و مجاهد چه كسي است ؟. كسي كه در راه خدا از آسايش ، آرامش ، زندگي، رفاه طلبي ،جان و آبروي خود مي گذرد و به ميدان جنگ مي رود .
پس وقتي مي گويند جهاد زن خوب شوهرداري است مي توان گفت كه بيشترين امتحانات و ابتلائات و آزمايش ها زن با شوهر و اهل خانه اش گرفته مي شود . يعني اينجا زن است كه بايد مديريت كند و خداوند ابزارش را هم در اختيارش گذاشته است .
چرا طلاق در دوره هاي قبل كمتر بوده است ؟
آيا فكر مي كنيد مردان ما مرداني بسيار فهميده و مهرباني بوده اند نه اتفاقا در دوره هاي گذشته كه مردسالاري بسيار پررنگ تر از امروز بوده است بلكه اين مجاهدت زنان ما بوده است كه با از خودگذشتگي ، مهرباني ، صبر و لطافتهاي خاص زنانه ي خود خانه و مردشان را كنترل مي كردند .
اين كه مردان نسبت به زنان چه وظايفي دارند جايگاه خاص خودش را دارد ولي اينجا نقش اصلي و افسار يك زندگي در دستان زن است .
چرا خوب شوهرداري ، خوب خانه داري و تربيت نسل كه سه شغل اساسي و الهي زنان ماست بايد با بردگي و اسيري و كنيزي مقايسه شود و اگر كسي در بيرون از منزل كار نداشت عقب مانده و متحجر فرض شود . چه اشكالي دارد كه خانوم تحصيل كرده و با سواد ما خانه دار باشد . آيا شان زنان ما از حضرت زهرا س بالاتر است كه وقتي پيامبر اسلام كارهاي بيرون ازخانه را به حضرت علي و كارهاي داخل خانه را به حضرت فاطمه سپرد ، ايشان بسيار تشكر كردند و خدا را شكرگزاري كردند كه اين مسئوليت(كارهاي بيرون از منزل) ازايشان سلب شد . چرا امام صادق ع فرمودند كه ما امامان امت هستيم و حضرت زهرا امام ما . آيا بخاطر جايگاه اجتماعي و فعاليت سياسي و اجتماعي ايشان بوده است كه البته در جاهايي هم بر حسب ضرورت به وظيفه ي اجتماعي خود عمل مي كردند . اما جواب سوال اينست كه نقش پنهان آنها در دين است . حتي حضرت زينب هم نقش پنهان و پشت پرده را بيشتر از نقش اجتماعي شان ايفا مي كردند و هنوز نقش پنهان ايشان در حادثه كربلا مقفول مانده است . و به قول استاد پناهيان خدا مي داند كه ما در قيامت با چه تعداد از زنان برخواهيم خورد كه چه مقاماتي دارند كه اصلا در اجتماع از آنها نامي برده نشده است . آيا مادران شهدا كمتر از شهيدانشان اجر و قرب دارند . و چه زيبا گفت امام ره كه از دامان زن است كه مرد به معراج مي رود . بله مجاهده زن يعني اينكه بتواند با مشكلات مالي و اقتصادي مرد ، دوري او از خانه و خانواده ، حتي تندي و ترش خويي هاي اخلاقي مرد (كه كاملا اشتباه است )، غيرت و هزاران مورد ديگر كنار بيايد و فضاي زندگي را آرام نگه دارد . مديريتي كه زن مي تواند در خانواده ايجاد كند ده تا مرد نمي تواند آن را انجام دهد .
چرا نفقه بر زن واجب است؟ چون شان و كرامت زن بالاتر ازين حرفاست كه بخواهد براي امرارمعاش خود كسب درامد كند و آن را بر عهده مرد گذاشته اند .
آيا شغلي شريف تر و با كرامت تر از مديريت خانه و خانواده و تربيت نسل داريم . من نمي خواهم كلا منكر اشتغال بانوان باشم كه بعضي جاها اضطرار اقتضا مي كند كه زن شغل داشته باشد ولي حرف اينست كه امروزه اين اشتغال باعث شده كه زنان ما از وظيفه اصلي و الهي كه دارند به دور باشند و توليد نسل و مادر شدن را كنار گذاشته اند به اين بهانه كه شاغل هستند ، احساس استقلال اقتصادي مي كنند و تكيه اي به شوهرشان ندارند چونكه شاغل هستند ، به وظيفه همسري شان بي توجه هستند چونكه شاغل هستند .
حضرت آقا هم در يكي ازسخنراني هاشون فرمودند كه من با شاغل بودن خانوم ها مخالف نيستم ولي به افتخار كردن به آن مخالف هستم و گفتند كه مادربودن و همسرداري خيلي افتخار آميز تر از هر شغلي است .
من نمي خواهم بگويم كه مقصر صد در صدي دختران و زنان جامعه ما هستند بلكه اين نهادينه كردن و فرهنگ سازي هست كه شده است و شان زن را با مهريه بالا ، با داشتن شغل و بالابردن سن ازدواج و ... مي سنجند به طوري كه اگر دختري مراسم عروسي را ساده بگيرد و يا در سن پايين تر ازدواج كند و يا شغل نداشته باشد متحجر و عقب مانده است . احاديثي از امام صادق در مورد سن ازدواج دختران هست كه بسيار عجيب است اما اگر امروزه كسي بخواهد به آن عمل كند از جامعه تردش خواهند كرد . و يا كار را به جايي كشانده اند كه اولين خواسته ي دختران ما در جلسه خواستگاري مي شود داشتن شغل . شغلي كه بر اي زن شان و كمال الهي و ديني ندارد .
حرف بسيار است ولي در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
پي نوشت =
- من در اين پست كاملا از زن ها دفاع كردم و وظيفه و بار سنگيني كه به دوششان هست را ياد آوري كردم و منزلت و مقامي كه خداوند متعال به آنها عنايت كرده است .
- شهيد آويني مي فرمايد اگر انسانهايي كه مامور به ايجاد تحول در تاريخ هستند ، خود از معيارهاي عصر خويش تبعيت كنند . ديگر تحولي در تاريخ اتفاق نخواهد افتاد .
پس اين ماييم كه بايد اين تهاجم مدرنيته كه تمام فرهنگ اسلاميمان را هدف گرفته است را درهم شكنيم و تاوانش را هم بدهيم .
-من در اين پست اصلا نخواستم كه به زنان و دختران خرده بگيرم و آنان را مقصر بدانم و پسران و مردان را تبرئه كنم بلكه فقط خواستم بگم كه محوريت و نقش مهم را در زندگي زناشويي و ازدواج زنان و دختران ايفا مي كنند و اين حرف من نيست بلكه حرف دين است . در هيچ جاي از قران و روايات از زن جهاد و مبارزه و شهادت نخواسته است پس محوريت در خانواده بر عهده زن است . يادمان نرود كه اگر پاكدامني و عفت و احساس و لطافت و از خودگذشتگي و ايثار زن در خانواده نباشد ديگر نخبه اي ، عالمي، دانشمندي ، شهيدي و... تربيت نخواهد شدو ديگر مردي با آرامش نخواهد توانست به وظيفه ي اجتماعي اش بپردازد .
باز نشر در رجا نيوز
زندگي به سبك شهدا - قسمت دوم
هيچ وقت يادم نمي رود كه هر جا بود ، به فكر من بود يك بار حتي از خط مقدم زنگ زد اصفهان حالم را پرسيد . صدايش خش خش مي كرد . بعدها گفت از خط زنگ زده .
گفت :«زنگ بزنم ، نگرانم نباشي .»

هميشه يك روز در ميان زنگ مي زد و خيلي فوري كه «حالم خوب است نگران نباش . خداحافظ .» اگر هم وقت نمي كرد خودش تلفن بزند ، به دوستانش مي گفت : زنگ بزنيد و به خانومم بگيد كه حالم خوب است و چند روز ديگه به خونه مي آيم .
وقتي به خانه مي آمد ، كمك حالم مي شد ، خيلي هم با سليقه بود . تا از راه مي رسيد ، ديگر حق نداشتم بچه ها را عوض كنم . حق نداشتم شيرشان را آماده كنم و دهانشان بگذارم . حق نداشتم كاري بكنم .
يك بار گفتم :« تو آنجا آن همه سختي مي كشي ، چرا من بايد بگذارم اين جا هم كار كني و سختي بكشي ؟ »
بچه بغل ، خيس عرق ، برگشت و گفت : تو بيشتر از آنها به گردن من حق داري . بايد حق تو و اين طفلهاي معصوم را ادا كنم .
گفتم :« نا سلامتي من زن خانه ي تو هستم . دارم به وظيفه ام عمل مي كنم .»
گفت :« من زودتر از جنگ تمام مي شوم خانوم . ولي مطمئن باش اگر ماندني بودم ، به تو نشان مي دادم تمام اين روزهايت را چه طور بلد بودم جبران كنم . »
زندگي به سبك شهدا - قسمت اول
هميشه وقتي نظر نيروهاي آموزشي را راجع به مربي ها مي پرسيديم ، توي بحث جديت و سخت گيري ، خالو رتبه اول را داشت . مي گفتند : خدا اين آقاي خالو رو با اين اخلاقش نصيب گرگ بيابان نكنه .
حتي بعضي وقتها عليه او شعار مي نوشتند . همين نيروهاي آموزشي وقتي مي رفتند منطقه ، كلي دعا به جانشان مي كردند . بارها مي شد كه وقتي برمي گشتند ، مي آمدند پادگان و مي گفتند ما سالم برگشتنمون رو مديون آموزشهاي برادر خالوييم .

هرچه توي عالم كار و آموزش جدي بود و با هيبت ، توي عالم دوستي ، صميمي بود وبا صفا . اوايلي كه آمده بود مشهد ، يك روز من( احمد سمرقندي ) و ميرشاد ، و فرمانده پادگان را دعوت كرد ظهر جمعه براي نهار برويم خانه اش . گفتيم :خانوادگي يا مجردي ؟
گفت :شما متاهليد ، چه دليلي داره مجردي جايي بريد . دعوتش را قبول كرديم و رفتيم . زن ها رفتند توي اتاق و مردها هم توي اتاق ديگر .
قبل از ناهار ، رو كرد به ما و با همان لهجه نيشابوري گفت : دستهاتون رو بيارين جلو ببينم . مي دانستم كه اهل شوخي و بذله گويي است ولي منظورش را نفهميدم . نگاهي به هم كرديم . با خنده گفتم : وقتي علي خالو مي گه دستهامونو ببريم جلو، بايد ببريم وگرنه بهمون «بشين پاشو ميده» . دست هامون رو برديم جلو گفت : ناخن هاتون بلنده .
رفت ناخن گير و يك تكه پارچه اورد . گفت : ناخن هاتون رو بگيريد و بريزيد رو اين پارچه .
خنديدم و گفتم : لابد اين آقاي خالو روز جمعه هم دنبال عمل مستحبي و ثوابه .
ناخن ها رو گرفتيم . رفت و چيزي نگذشت كه ديدم با يك پارچ پر از آب و يك لگن خالي برگشت ، صابون هم اورده بود . دوباره به هم نگاه كرديم .گفت : خيلي خوب ، حالا دست ها هم بايد تميز بشورين . همين كار را هم كرديم . جالب اينجا بود كه خودش آب مي ريخت .
ميرشاد گفت : حاجي برامون چه خواب و خيالي ديدي ؟ راستشو بگو . گفت صبر داشته باشين .
كمي بعد سفره را انداخت و مخلفات ناهار را چيد . رفت و با يك سيني پر از غذا برگشت ، گذاشت وسط سفره و نشست . گفتم : پس قاشق و بشقاب چي حاج علي ؟
لبخندي زد و گفت : شما مي دونيد كه غذا خوردن با دست مستحبه پس يا علي .
تازه علت ناخن گرفتن و دست شستن را فهميده بودم . گفتم امروز كلا ما رو بردي تو خط مستحبات ها .
خنديد و گفت بسم الله ... يادتون نره .
بدون اغراق بگويم ، توي عمرم ناهاري به ان خشمزگي نخورده بودم ، هنوزم مزه اش زير دندانم هست .
*********
پس از شهادت ، يك روز همسرش مي گفت : اون روز كه آقاي خالو شما رو دعوت كرد ، يادش نبود كه توي خونه قاشق و بشقاب كم داريم . من خيلي حرص و جوش خوردم ، ولي اون خدابيامرز خونسرد بود و مي گفت شما نگران نباش ، خودم جوري درستش مي كنم كه آب از آب تكان نخوره .
پي نوشت :
از اين به بعد سعي بر اين است كه درباره ي سبك زندگي شهدا و بزرگان مطلب بنويسم تا در اين وانفساي تجملات و چشم و هم چشمي كه بيشتر و اكثر قريب به اتفاق مردم اعم از مذهبي و غير مذهبي رو گرفته شايد جرقه اي در تاريكي باشد و لبيكي باشد به نداي ولي زمان درباره ي سبك زندگي .
بعد نوشت :
چه جوابي براي خدا در قيامت و شهدا داريد خانواده هايي كه ازدواج جوانان را اينقدر سخت و شكنجه وار كرديد . بترسيد از روزي كه ....
اخر نوشت : سانسور شد .

این خواننده محبوب کشورمان با اشاره به فضای حاکم در این دیدار صمیمی افزود: در آن جلسه، دوستان خدمت حضرت آقا گفتند که آقای زمانی تنها هستند و نیاز به حمایت دارند و من همانجا عرض کردم که نه من تنها نیستم، بلکه خدا را شکر این قضیه دارد هدایت میشود.

وقتی سانسور مطبوعاتی جشنواره عمار را دیدم انگیزه پیدا کردم که چند خطی در وصف فیلم عمار بنویسم .

سکانس اول :
پنجشنبه برای اولین بار برای دیدن فیلم های چهارمین جشنواره عمار به سینما فلسطین رفتم البته قبل از آن بیت رهبری بودم و از سخنان دشمن شکن حضرت اقا در جمع مردم قم لذت بردم جایی که حضرت اقا با شجاعت دشمن را تحقیر کرد و از برکات مذاکرات گفت که دشمنی امریکا برای همه اشکار شد .
ساعت 1 بعد از ظهر است که در سالن 1 ، برای دیدن فیلم نشسته ام که پس از چند دقیقه فهمیدم که مستند بحران خاموش که درباره ی لیبرال شدن مهد کودک هاست قرار است پخش شود و من چون قبلا این مستند را دیدم سریع سالن را ترک کردم و خود را به سالن 2 رساندم جایی که فیلم ندای فتنه شروع شده است با این که ساعت پخشش زیاد زمان خوبی نیست ولی سالن تقریبا پر شده است . ندای فتنه ، دارای سه بخش است که امپراطوری رسانه های غربی را در مسخ کردن ذهن ها به نمایش در می اورد و در بخش اخر فیلم چگونگی مرگ ندا اقا سلطان و تناقضات ان را بررسی می کند و ثابت می کند که این قتل جز یک شوی خیابانی چیز دیگری نیست .
سکانس دوم :
ادامه مطلب ...
ما که رفتیم. مادری پیر دارم و زنی و ۳ بچه قد و نیم قد.
از دار دنیا چیزی ندارم الا یک پیام:
یقهتان را میگیریم اگر ولایت فقیه را تنها بگذارید.
[شهید مجید محمدی]

- نتيجه انتخابات با وحدت كانديداها تغيير نمي كرد . خدا را شكر كه در انتخابات تحت تاثير جوسازيها و تهمتها واقع نشديم .
- اگر مجددا فرهنگ اسلام در خطر باشد با جديت وارد مي شويم . در دعواي حق و باطل ميانه روي معنا ندارد .
- همانند داستان مسجد ضرار ، فتنه هم راس داخلي دارد و هم راس خارجي . كساني كه برخورد ما با جريان انحرافي را زياده روي مي دانند ، مسير نصايح ما به احمدي نژاد را نمي دانند .
- برخي از اطرافيان امام مي فرمودند كه امام تند روي مي كند و امام مي فرمود چرا شما كند روي مي كنيد . فتنه 88 ولايت فقيه را هدف گرفته بود . برخي از اول ولايت فقيه را قبول نداشتند .
- با كسي كه به راحتي زير عهد و پيمانش مي زند ، نبايد نرمش كرد . صلح امام حسن تكرار نمي شود . شرايط ما متفاوت است .

مشروح گفتگو در هفته نامه 9 دي تاريخ 30 اذر 92
پس از فيلم قلاده هاي طلا ، تنهاي تنهاي تنها دوباره ما را به سينما كشاند . اين فيلم در سينما ارزش ديدن دارد .

دهه ی اول محرم
بعد از نماز مغرب و عشا
با سخنرانی استاد پناهیان

نوای حاج میثم مطیعی
مسجد دانشگاه امام صادق - پل مدیریت
موسی به طور می رود
وفاطمه[س]به خانه علی
ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه
محمدباعلی به غدير
وحسين با هستيش به كربلا!
ومهدی زهرا به عرفات
عجيب بوی اجابت دعا می آید.التماس دعا
الهى؛
خانه كجا و صاحبخانه كجا؟ طائف آن كجا و عارف اين كجا؟ آن سفر جسمانى است و اين روحانى. آن براى دولتمند است و اين براى درويش. آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوارا. آن ترك مال كند و اين ترك جان. سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يكبار است و اين را همه عمر. آن سفر آفاق كند و اين سير انفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود.
آن ميرود كه برگردد و اين ميرود كه از او نام و نشانى نباشد. آن فرش پيمايد و اين عرش. آن محرم ميشود و اين محرم. آن لباس احرام ميپوشد و اين از خود عارى ميشود. آن لبيك مىگويد و اين لبيك ميشنود. آن تا بمسجد الحرام رسد و اين از مسجد اقصى بگذرد. آن استلام حجر كند و اين انشقاق قمر، آنرا كوه صفا است و اين را روح صفا.
سعى آن چند مرّه بين صفا و مروه است و سعى اين يك مره در كشور هستى. آن هروله ميكند و اين پرواز، آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم. آن آب زمزم نوشد و اين آب حيات. آن عرفات بيند و اين عرصات.آنرا يك روز وقوف است و اين را همه روز.
آن از عرفات بمشعر كوچ كند و اين از دنيا بمحشر. آن درك منى آرزو كند و اين ترك تمنّى را، آن بهيمه قربانى كند و اين خويشتن را.
آن رمى جمرات كند و اين رجم همزات. آن حلق راس كند و اين ترك سر.آنرا لا فسوق و لا جدال فى الحج است و اين را فى العمر. آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين. لا جرم آن حاجى شود و اين ناجى. خنك آن حاجى كه ناجى است.
پایگاه اطلاع رسانی آیتالله دوشنبه 8 مهر 92 در این زمینه نوشت:
-ما تهديدهای مكرر و مشمئز كننده دشمنان ملت ايران را ميشنويم و پاسخ ما به هرگونه شرارتی عليه ملت ايران پاسخی جدی و سخت خواهد بود

-ما به امريكاييها بدبينيم و هيچ اعتمادی به آنان نداريم، دولت آمريكا غيرقابل اعتماد و خودبرتربين و غيرمنطقی و عهدشكن است و دولتی در تصرف شبكه صهيونيسم بين المللی است كه بخاطر صهيونيستها مجبور است با رژيم غاصب مماشات كنند و نرمش نشان دهند.
-ما از تحرك ديپلماسی دولت حمايت ميكنيم و به تلاش ديپلماسی اهميت ميدهيم و از آنچه در سفر اخير بود حمايت ميكنيم البته برخی از آنچه در سفر نيويورك پيش آمد به نظر ما بجا نبود لكن ما به هيئت ديپلماسی دولت خدمتگزار خوشبين هستيم ولی به آمريكاييها بدبينيم. دولت آمريكا غيرقابل اعتماد و خودبرتربين و عهدشكن است.
-
شهید بروجردی : شناخت جریان هایی که سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند به مراتب حساس تر از مبارزه با آمریکاست .

اقای روحانی که با شعار فراجناحی ، اعتدال ، تدبیر ، امید ، دوری از
افراطی گری ، استفاده از همه ی ظرفیت های کشور و ... توانست اعتماد مردم را
به خود جلب کند ولی در عمل چیز دیگری را شاهد هستیم .
در اولین کنفرانس خبری اقای روحانی گفتند که من با کلید آمده ام نه با داس و تصریح کردند که من از همه ی ظرفیت ها استفاده خواهم کرد اما چیزی که الان شاهد آن هستیم عزل و نصب های صفر و صدی در همه ی مجموعه های دولت هست.
مقام معظم رهبری قبل از تحویل گرفتن دولت توسط دکتر روحانی فرمودند«
قریب به مضمون » این که دولت ( احمدی نژاد ) را متهم کنیم و به افکار
عمومی بگیم که یک خرابه تحویل گرفتیم به دور از انصاف و واقیعت است در این
دولت کارهای عظیم و زیر بنایی بسیاری انجام شده است و در بسیاری از جاها
ریل گذاری انجام شده است . اما آنچه در این مدت ما از مجموعه ی دولت جناب
روحانی می بینیم جز سیاه نمایی از دولت قبل نیست که بارزترین آن در گفتگوی
تلویزیونی اقای روحانی بود .
اما شعار فراجناحی ، که بیشتر به یک جوک شبیه است چون تمام مدیران و
وزیرانی که به سر کار آمده اند ارادت خاصی به حضرت آیت الله هاشمی و یا
خانواده ایشان دارند . از علوی وزیر اطلاعات بگیر تا خانم ابتکار محیط زیست
و ...
اما یکی دیگر از شعارهایی که اقای روحانی در ایام تبلیغات مانور زیادی
دادند دوری از افراطی گری بود . آیا دست داشتن در فتنه ی آمریکایی اسراییلی
88 از مصادیق افراطی گری نیست که اغلب کابینه و معاونان شما به نحوی در
فتنه دست داشتند .
آیا روی کار اوردن اقای نجفی بعد از عدم اعتماد مجلس آن هم بخاطر شرکت در فتنه ، انتصاب اقای توفیقی که در فتنه گری و افراطی گری در دولت اصلاحات زبان زد هست به سرپرستی وزارت علوم و درو کردن رؤسای انقلابی و متعهد دانشگاها توسط ایشان در چارچوب اعتدال است . آیا انتصاب فردی تندرو مثل مجید انصاری به عنوان معاون پارلمانی اعتدال است .
تبریک عید عبری وزیر امور خارجه به دختر رییس پیشین سنا و تایید هلوکاست و بی احترامی به رییس جمهور گذشته ی ایران برای دلخوشی دادن به یهودی ها افراطی گری نیست .
ادامه دادن راه خاتمی در وزارت ارشاد به گفته ی خود آقای وزیر و نصب عکس
مهاجرانی در این وزارت خانه و انتصاب مدیران لیبرال توسط اقای جنتی در
راستای اعتدال است .
آیا در اوردن پرونده ی هسته ای از شورای امنیت و سپردن آن به وزیر خارجه مدبرانه و اعتدال گرایانه است .
راستی آقای روحانی ، خاتمی در جمع اصلاح طلبان بخوانید فتنه گران گفتند
که اگر توفیقی وزیر شود تابوی فتنه شکسته می شود روحانی باید روی توفیقی
بایستد و کوتاه نیایید و یا در جایی دیگر گفتند که اگرچه ما نتوانستیم در
لایه های اول مدیریتی همه ی نیروهای خود را تزریق کنیم اما باید تلاش کنیم
لایه ی دوم را از آن خود کنیم .
و یا اقای بهزاد نبوی از شما خواسته است که برای آزادی سران فتنه تلاش کنید . اینها در کجای دولت تدبیر و امید گنجانده می شود .
دکتر روحانی 16 سال از زمان اصلاحات می گذرد و هنوز تعریف درستی از آن ارائه نشده است ، اعتدال چی ؟ آیا این شعار هم به این سرنوشت دچار خواهد شد .
دکتر حسن روحانی از معیشت و وضعیت اقتصادی مردم خبر دارید یادتان هست که
در گفتگوی ویژه ی خبری ایام انتخابات گفتید که کلید حل مشکلات مردم در دست
من است .
آقای حجت الاسلام روحانی حرف ( درد ) بسیار است اما اگر در خانه کس است یک حرف بس است .
پی نوشت :
1 - رای خانم راستگو به قالیباف بار دیگر اصلاح طلبان را رسوا کرد و
نشان دادن که چقدر دیکتاتوری و افراطی گری در این حزب هست . پس از توهین ها
و تهمت ها و اخراج ایشان از حزب کار ، امروز هم از مجمع زنان اصلاح طلب
اخراج شدن.
2 - برخورد زننده و تند اصلاح طلبان با خانوم راستگو یاد اور فتنه ی 88 و برخورد سلیقه ای این طیف با رای مردم است .
3 - زهره قائمی از مقامات ارشد منافقین و مسئول ترور شهید صیاد شیرازی
در سال 78 در پی حمله ی مردم عراق به پادگان اشرف به درک واصل شد .
4 - نامه خواندنی سرلشکر سلیمانی در قدردانی از ابراز همدردی رهبر انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر رهبر عزیز و گرانقدرم حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)
با عرض سلام و ادب
حقیر پیوسته شرمنده ی کوتاهی در توفیقاتی هستم که خداوند سبحان از برکت انقلاب و اعتماد حضرتعالی مرا از آن بهره مند نموده است.
اگر چه بیش از بیست سال است که همواره از لطف و محبت بزرگوارانه رهبرم برخوردارم اما پیوسته در حسرت جبران حقیقی آن در شرمندگی به سر می برم.
امید به آن دارم که خداوند منان با توفیق جان باختن در این راه با عظمت، فرصت جبران شرمساری ام را عطا فرماید.
بر همگان واضح است عنایات بزرگوارانه حضرت عالی که هیچگاه خود را لایق و شایسته آن ندانسته ام ، از باب تذکر و تأکید بر ارزش ها و برجستگی مجاهدت در راه خداست.
پیام محبت آمیز آن رهبر فرزانه، مرهمی بر مصیبت غیر قابل جبران از دست دادن مادری است که چه بسا هر حادثه مادی و معنوی را بتوان با توفیقاتی علاج نمود اما از دست دادن پدر و مادر تنها خسارت جبران ناپذیر این عالم است.
خداوند را شاکرم که ما را از توفیق مادری بهره مند نمود که با مراقبت شصت ساله در برگزاری روضه ی امام حسین (ع) و مجالس اهل بیت (علیهم السلام) به رغم فقر دوران گذشته و محافظت هفتاد ساله بر لقمه حلال و رد زکات در داشتن و نداشتن و عشق به امام (ره) که همه آنها را در عشق به آن رهبر بزرگوار خلاصه نموده بود؛ منشأ افتخار ابدی ما گردید.
از خداوند متعال برای آن رهبر بی بدیل و سکان دار حقیقی عالم اسلام آرزوی طول عمر، توفیق، سربلندی و سلامتی روزافزون می نمایم.
کوچکترین سربازتان
قاسم سلیمانی
5- پس از رکود یک سال گذشته در فضای مجازی اگر خدا بخواهد با توان دو چندانی در این وبلاگ حاضر خواهم شد .
رسانههای غربی مدتی است در تحلیل اخبار ایران تمرکز خود را بر واکاوی شخصیت و افکار رهبر معظم انقلاب گذاشته و بعد از سالها تلاش برای بایکوت خبری – تحلیلی ایشان، تلاش دارند با جبران عقبماندگیهای قبلی در این زمینه تصویری دقیق از شخصیت، نوع تصمیم گیری، شرایط تصمیم گیری و نوع نگاه ایشان به مسایل بین الملل ارائه دهند.
هر چند این رویکرد در رسانههای ضد انقلاب فارسی زبان با اهدافی تخریبی در اولین گام با مستند بیبیسی فارسی درباره رهبر انقلاب آغاز شد، اما استراتژی پرداختن به آراء رهبر انقلاب اسلامی در رسانههای غربی طی چند روز گذشته به اوج خود رسیده و تعدادی از رسانههای اثرگذار غربی با شکستن بایکوت خبری پیشین که از زمان فوت امام راحل (ره) تا هم اکنون ادامه داشته، مقالات بلند بالایی را به تحلیل ویژگیهای شخصی و همچنین زندگینامه ایشان اختصاص میدهند. این رسانهها البته در تهیه محتوای مورد نظرشان با محدودیتهای زیادی مواجه هستند و با وجود اینکه در داخل و خارج از ایران اطلاعات زیادی راجع به نوع رفتارها و گفتهها و عکس العملهای ایشان وجود دارد، سعی دارند از دریچه دید مخالفین نظام جمهوری اسلامی و افراد اپوزیسیون بیرون از کشور به دیدگاه مطلوب خود برسند.

ادامه در ادامه مطلب...
- توجه به موضوع رنج و کسب آثار تربیتی آن بدون برنامه ممکن نیست و باید «برنامه رنج» را هم در تکلیف و هم در تقدیر بشناسیم. رنج بدون برنامه، رنج عالی وخوبی نیست و آثار خوبی بر روح نمیگذارد. «رنج با برنامه» مربی و مدیری دارد که فوقالعاده طراح است و این مدیر، پروردگار عالم است.

- یکی از سختیهای رنج این است که علت رنج را نمیدانی. وقتی مربی بدنسازی یک تیم ورزشی، سختیها و حرکتهایی را به اعضاء تیم میدهد، به آنها میگوید که هدف از این نوع حرکتها و سختیها و تمرینها چیست و این حرکات ورزشی چه اثری روی بدن آنها دارد، ولی خدا اغلب چیزی در مورد فلسفه رنجهایی که ارائه میکند، نمیگوید و تو هم باید به کار او، ایمان داشته باشی.
- ایمان انسان را از تنهایی در میآورد و باعث میشود که خدا انیس و مونس انسان شود. ایمان به خدا، انسان را از وحشت در میآورد. ایمان به خدا، مهربانترین وجود در عالم را به نزدیکی تو میآورد. ایمان به خدایی که رحمان و رحیم است، نتایج عجیبی دارد. دنبال هر چیزی غیر از ایمان بروی، حلاوت ایمان را نچشیدهای. حلاوت ایمان، یک شیرینی در کنار سایر حلاوتها نیست. کسی که لذت ایمان و شیرینی آن را میچشد، جایی برای شیرینیهای دیگر نخواهد داشت.
- ایمان و ارتباط با خدا، با زجر و سختی بدست میآید نه با کلاس اصول عقاید. البته کلاس اصول عقاید هم خوب است ولی برای پاسخ دادن به دشمن. یعنی اگر دشمن بخواهد عقاید و ایمان تو را از تو بگیرد، کلاس اصول عقاید خوب است ولی به شرط اینکه ایمانی داشته باشی که دشمن بخواهد آن را بگیرد!
- انسان باید خودش را بهتر بشناسد و زجر بیفایده نکشد. چون گاهی اسان زجر میکشد، اما این زجر او را بالا نمیبرد و حلاوت ایمان را نمیچشد. یکی از علتها این است که هنگام سختی، به دنبال جبران این سختیها بوده است. مانند برخی که بهظاهر باتقوا و زاهدی میشوند و همه چیز را مراعات میکنند تا یک وقتی فرصتی پیدا کنند و همه چیز را جبران کنند. این افراد هرچقدر هم سختی تحمل کنند، حلاوت ایمان را نمیچشند چون به دنبال فرصتی برای جبران سختیها بودهاند و در واقع این سختیها را برای رسیدن به یک راحتی دنیایی بالاتر تحمل کردهاند.
-چرا به نصیحتهای خوبان برای مبارزه با نفس گوش نمیکنیم؟ چرا به آیات مربوط به بهشت و جهنم دقیق اهتمام لازم را نداریم؟ چون ما دوست نداریم اذیت بشویم و رنج بکشیم. ایراد انسانها معمولاً، موضوع رنج است. ترس از رنج پسندیده نیست و ما حتی نیاز به طلب کردن برخی از رنجها داریم.
- اگر ته دلت راحتطلب باشی، نفس تو مدام تو را فریب میدهد. اگر رنجگریز باشی، همیشه نفس تو برای بیدینی و راحتطلبی، بهانههای قشنگی از آیات و روایات برایت درست میکند؛ چون این نفس، امّاره به سوء است.( إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ؛یوسف/53) علت اصلی فریب خوردن با بهانههای به ظاهر دینی و زیبا هم این است که راحتطلبی پنهان خود را از ریشه نکندهایم و مسأله رنج را برای خودمان حل نکردهایم. اگر انسان موضوع رنج و راحتطلبی و خوشیطلبی را برای خودش حل نکرده باشد، در همان اول راه نفس انسان، او را فریب میدهد.
- اگر موضوع رنج حل نشده باشد، نفس تو به تو نیرنگ میزند و متوجه نمیشوی. مثلاً اگر جایی عصبانی شدی و رنجِ «برخورد تند دیگران» را تحمل نکردی و تو هم ناسزا گفتی، نفس میگوید: «حق او بود که ناسزا بشنود! تو که تقصیر نداشتی!» ولی حل موضوع رنج کمک میکند که با دیدن اینطور رنجها، نیرنگ نخوری و از تحمل این رنج خوشحال هم بشوی.
- به عنوان مثال، هر ازدواجی حتماً با مشکلات و اختلاف نظرهایی همراه است، زیرا زن و شوهر دو انسان هستند، و طبیعی است که انسانها در برخی موارد با هم اختلاف دارند. بنابراین شما هنگام ازدواج در واقع انتخاب میکنید که با چه کسی اختلاف نظر داشته باشید! نه اینکه دنبال کسی بگردید که هیچ اختلافی با شما نداشته باشد. این رنجها را باید پذیرفت و با آنها زیبا برخورد کرد.
- اگر مردم جهان، معصیت میکنند و فریب ابلیس را میخورند، به این دلیل است که به دروغ به آنها گفته شده که با معصیت، لذّت بیشتری خواهند برد؛ در حالیکه با کنار گذاشتن مبارزه با هوای نفس، از همین دنیای خودشان هم لذّت کمتری میبرند.
- ما باید با هوای نفس مبارزه کنیم تا اثری از انانیت و «من» باقی نماند و این معنای عشق است، که بسیار هم لذّت دارد ولی بسیاری فقط تار آن را زدهاند و برایش سر و صدا راه انداختهاند و به حقیقت آن نرسیدهاند. اثری از «من» در مقابل معشوق نباید باشد و این خدا است که با تقدیر و تکلیف، «من» را میگیرد. «برنامه» دادن با خدا است و دستور، ذات مبارزه با هوای نفس است. عبد، منتظر دستور است.
-مبارزه با هوای نفس، روح انسان را قوی میکند و کسی که روحش قوی باشد از زندگی، بیشتر لذت میبرد. بعضیها آنقدر با هرزگی و عدم مبارزه با نفس، روح خود را ضعیف کردهاند که از لذائذ اولیۀ زندگی خودشان مثل لذت جنسی هم لذت نمیبرند. اینها چون از نظر روحی قوی نیستند از زندگی خود لذت نمیبرند، اعصابشان خُرد میشود و لذا به سراغ گناه میروند تا به خیال خود لذتی ببرند.
-

![]()
- وزیر اطلاعات : در ماجرای دستگیری ریگی همه از ما تشکر کردند و کسی خبردار نشد که نشاندن هواپیمای حامل ریگی با مسئولیت شخص دکتر جلیلی بود .

دکتر جلیلی تنها کسی است که با افتخار و با ادله ی محکم گفتمان امام و انقلاب و رهبری را روی دست گرفته است . مهمترین ویژگی ایشان اینست که اهل شعار دادن و وعده و وعید نیست و با یک پشتوانه ی مبنایی و گفتمانی وارد عرصه شده است . می توان گفت که ایشان همان فردی است که نقاط قوت دولت فعلی را دارد و نقاط ضعف آن را ندارد . کسی است که اهل باج دادن نیست .
بعد از مناظره ی فرهنگی هم نشان داد که ایشان بسیار مسلط هستند و امیدی هست که در مقابل این وادادگی فرهنگی کسی بیاید و بایستد .
روایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای از روزهای عقب نشینی تیم هسته ای دولت اصلاحات که مردادماه سال گذشته در دیدار کارگزاران نظام ایراد شد، بیانگر سند سازشکاری مسئولانی است که به دنبال تکرار پروژه "جام زهر" بودند:
"در همين قضيهى هستهاى، آن وقتى كه ما با اينها همراهى كرديم و عقبنشينى كرديم - البته براى ما تجربهاى بود، اما اين واقعيت است - اينها جلو آمدند؛ اينقدر جلو آمدند كه من در همين حسينيه گفتم اگر بنا باشد كه اين روال از سوى آنها ادامه پيدا كند، من خودم وارد قضيه خواهم شد؛ و وارد قضيه شدم؛ ناچار شديم؛ اينها كار ما نيست.
عقبنشينىها آنها را گستاختر كرد، طلبگارتر كرد. يك روزى بود كه مسئولين ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما ۲۵ سانتريفيوژ در كشور داشته باشيم؛ آنها گفتند نميشود! اينها قانع شدند كه ۵ تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نميشود! مسئولين ما قانع شدند كه ۳ تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نميشود! امروز گزارش را شنيديد، یازده هزار سانتريفيوژ داريم! اگر ما آن عقبنشينىها را، آن انعطافها را ادامه ميداديم، امروز از پيشرفت هستهاى كه هيچ خبرى نبود، به اين نشاط علمى هم كه در چند سال اخير در كشور وجود پيدا كرده - اين حركت علمى، اين جوانها، اين ابتكارات، اختراعات، پيشرفتهاى گوناگون در بخشهاى مختلف - قطعاً لطمه ميخورد؛ چون اولاً نسبت به هر يك از آنها ممكن بود يك بهانهاى بياورند؛ ثانياً حركت هستهاى و صنعت هستهاى، نماد پيشرفت يك كشور است. اين هم يك واقعيت ديگر است."

ما 22 بهمن می آییم حتی اگر قیمت ارز بالای 3هزار تومان باشد ، حتی اگر خرید پراید برایمان آرزو باشد . خواهیم آمد تا مسئولین خائن به مردم را یکبار دیگر شرمنده کنیم . خواهیم آمد تا ثابت کنیم که برای سکه و دلار و مال دنیا انقلاب نکردیم . خواهیم آمد تا به کسانی که دم از انتخابات آزاد می زنند ثابت کنیم که همیشه آزاد انتخاب کردیم . خواهیم آمد تا اعلام آمادگی کنیم برای شرکت با شکوه در انتخابات 92 . خواهیم آمد ......
ادامه مطلب ...

کارتان را برای خدا انجام ندهید بلکه برای خدا کار انجام دهید . تفاوتش در این حد است که حسین ع در صحنه ی کربلا است و تو برای رضای خدا در حال کسب علم هستی . شهید آوینی ره
.jpg)
پی نوشت :
- حرفهای شهید آوینی رو کسی نمی فهمه یعنی دوست ندارند بفهمند چون به ضررشان تمام میشه . ای بابا
بیش از یک سال است که از عمر این وبلاگ می گذرد و این را می توان از رویش های 9 دی دانست . در طول این یک سال یادداشت هایی نوشتم که بازتاب های شگرفی داشت که حتی خودم هم باورم نمی شد .
یادم هست که هنوز چند روز از عمر وبلاگ نگذشته بود که مورد لطف دوستان در رجا نیوز و عمارنامه و جام نیوز و... قرار گرفتم و آنها در طول این مدت به طلایه داران فجر لطف بسیار داشتن که از همین جا از همشون تشکر و قدر دانی می کنم .
و از همه ی دوستانی که ما را در وبلاگها و وبسایت هاشون لینک کردند و با نظرات سازندشون مرا یاری کردن بسیار قدر دان و سپاسگذارم .
البته کم نبودند کسانی که حریم اعتقادات و اخلاق و ناموس را دریدند و از فحاشی به خانواده و ارزشهای من کم نذاشتند . البته خیلی خوشحال هستم چون از مولایم علی ع یاد گرفتم که اگر جاذبه و دافعه نداشته باشی منافقانه عمل کردی .
پی نوشت :
- فتنه فکری واژه جدیدی است در ادبیات علامه مصباح ، دوستان درباره اش فکر و تحلیل کنید ، برای بنده که به وضوح این فتنه ثابت شده است .
- حاج آقا مجتبی یکی از یاوران حضرت آقا نیز پر کشید . دعا کنید برای دل حضرت آقا
- انتخابات نزدیک است مبادا عوام خواص نما ما را با تحلیل های پوچ و بر گرفته از مطامع دنیاییشان به حداقل ها راضی کنند . چون دارم می بینم می گویم . چند روز پیش در جلسه ای بودم که سخنرانش از عمارهای فتنه ی 88 بود ولی نمی دانم چه شده بود که تلویحا از قالیباف حمایت می کرد و می گفت باید ما حول یک نفر اجماع کنیم .
- چراغ هدایت ولی فقیه است ، حجت و فصل الخطاب حضرت آقاست و تمام .
- مبادا به اسم وحدت ، ارمانها ، ارزشها و خون و خون دلهایمان را ذبح کنند . به قول علامه مصباح خدای کربلای 5 ، خدای میدان سیاست هم هست از اصلح حمایت کنید نصرت الهی خواهد آمد .
- التماس دعا